آینده پژوهی
آینده پژوهی
تا پيش از نيمه هاي قرن نوزدهم ، حرف زدن از آينده مترادف با طالع بيني و كف بيني بود ، اما در دنياي امروز آينده پژوهي به يك علم معتبر تبديل شده است . اين علم كه تولد خود را مديون تلاش فرماندهان نظامي در ميدان هاي نبرد بود ، به سرعت رشد كرده و دامنه خود را تا عرصه هاي مختلف علوم ، صنعت و تجارت توسعه داد . به تدريج صاحبان مشاغل مختلف دانستند كه اگر از دنياي آينده بي خبر باشند ، بايد ميدان را به نفع رقبايي كه چشم به آينده دوخته اند ، ترك كنند ، به همین خاطر بر آن شدیم تا در این مبحث به بحث اينده پژوهي و چگونگی پیش بینی آینده و برنامه ریزی در خصوص آن بپردازیم :
شما آينده خود را چطور مي بينيد ؟ چگونه براي آينده خود برنامه ريزي مي كنيد ؟ يك راه ساده و اثربخش براي برنامه ريزي در زندگي فردي و عرصه کسب و کار وجود دارد و آن آینده پژوهی است که طي سه مرحـله ذیـل میتوان به آن پرداخت :
۱ ـ جمع آوري اطلاعات پيرامون خودتان ، زندگي و اهدافتان . در اين گام ، شما وضعيت موجود را مي شناسيد و آن را تعميم مي دهيد تا به آينده برسيد .
۲ ـ تدوين سناريوهايي براي مرحله يا مراحل بعدي زندگي تان . در اين گام ، شما آينده هاي محتمل زندگي خود را مي كاويد .
۳ ـ تدوين استراتژي هايي براي تحقق آينده هاي مطلوب و خلق طرح عملياتي و طرح هاي اقتضايي براي سناريوهايي كه در گام دوم طراحي كرده ايد .
بسیاري بر اين باورند که مطالعه تاريخ و احوال گذشتگان راه گشا و چراغ راه آينده است اما نگارنده معتقد است به همراه اين مطالعه بايستي به ابزاري مسلح شويم كه همانند نقشه راهنما ما را در كوره راه ناشناخته آينده راهنمايي كند . آنچه که در آينده پژوهي به آن مي پردازيم نه آنچه که بوده ایم بلکه آنچه که باید باشیم یا خواهیم بود ، می باشد . آنچه واقعاً بايستي مهم باشد "آينده" است. گذشته گذشته، و حال نيز يک لحظهي فرّار است که بهسرعت از چنگ ما ميگريزد . انديشيدن به آينده و تلاش براي اعتلاي آن، نخستين و مهمترين وظيفه ماست . چرا بايد به گذشته پايبند باشيم و تمام هزينه و وقت خود را صرف نگهداري گذشته كنيم . همه ما وظيفه داريم آينده را بسازيم و پايه هاي آينده بر حال استوار است . آینده در هر لحظه حال در حال ساخته شدن است و هیچگـاه از زمان نمیایستد ، جز آنـگاه که زمان از حرکت باز ایستد . برای همین است که پای آینده پژوهی به میان می آید .
آينده پژوهي علم آفرينش چشم انداز است . انسان ، حتی انسان اولیه همیشه مترصد شناخت وکسب آگاهی بود . این کسب آگاهی و شناخت از اولین نگاه تعجب آمیز انسان نخستين و شک او به محیط اطراف آغاز گردید و تاکنـون نیز ادامه دارد . ابتدائی ترین نوع این شناخت به شکل ترس واضطرابی ظهور پیدا کرد که انسان اولیه نسبت به محیط اطراف و دنیــــای رمزآلود پیرامون خود داشت و کم کم تلاش کرد با کشف روابط علت و معلولی زنگار ترس و وحشت را از آن بروبد و حوزه شناخت و افق دید خود را توسعه دهد . هر چه اقدام انسان اولیه در این غبار روبی موفقیت آمیزتر بود ، به همان نسبت حرکت علم نیز سریع تر می شد و تا آنجا پیش رفت که به شناخت آنچه که وجود داشت بسنده نکرده و به شناخت و پیش بینی آینده دست زد .
رویای دانستن و شناخت آینده ، رویای بزرگی است که تلاش بسیاری از آدمیان را در طول تاریخ معطوف خود کرده است . این تلاشها گاه در حركات جادوگر يا پیشگوی قبیله ظاهر میگشته و گاه در اسطرلاب ستارهشناسی و گاه در جام جهانبین جمشیدی و گاهي هم در آكادمي علوم افلاطون نمود پيدا مي كرده است .
اما علم و شناخت علمی کودک ماجراجویی بود که به هر حوزهای ، هر رویایی و هر تلاشی سرک میکشید و با پیوند میان شناخت علمی و رویای شناخت آینده بود که حوزهی دانش جدیدی سر بر آورد . حوزهای که اگر چه نسبت به بسیاری دیگر از حوزهها دیر ظهور كرد ، اما بسیاری فراگیر بود . آینده پژوهی واژهی عامی بود که غالباً وجه اشتراک بسیاری از این دست شناختهای علمی آینده فرض میشد .
آینده پژوهی در کنار واژههای بسیار دیگري مانند آیندهنگاری ، پیش بینی و آیندهشناسی به کار برده میشود ، اگرچه در بسیاری از متون اين كلمات هم معنا و مترادف انگاشته میشوند ، اما تفاوتهایی نیز میان آنها وجود دارد ، تفاوتهایی که شاید چندان مقبولیت عامیانه نداشته باشند .
بحث حاضر بر چهار محور عمده بنا گرديده است : پیشیـنه ، اهداف ، پیش فرضها و ابزارهاي آینده پژوهی.
تحقق اهداف و آرمانهای راهبردی نیازمند الزاماتی هستند که توجه و به کار گیری آنها میتواند نقش مهمی در محقق شدن اهداف بلندمدت داشته باشد و یکی از ابزارآلات مورد استفاده در این ارتباط آینده پژوهی است .
آينده پژوهي يعني مطــالعه منظم آينده و آينده پژوهان به دنبال كشـف ، ابداع ، ارايه آزمون و ارزيابي هاي آينده هاي ممكن ، محتمل و مرجح اند . ما آفرينندگان تغيير خواهيم بود نه دريافت كنندگان بي اراده و منفعل آينده ، كه همه اين تلاشها به دانش و آگاهي ما بستگي دارد . افراد بايد با توسعه مهارتهاي خود به جاي برخوردهاي انفعالي و از سرضعف ، سرنوشت خود را فعالانه تحت كنترل خويش در آورند . به نظر اسلاتر آینده پژوهی توانايي زيروروكردن هنجارها و سنتهاي پذيرفته شده است .
تصويرهاي آينده به اقدامات فردي و گروهي شكل مي دهند . هر چه یک نظـریه برای شرایط خاص و موقعیت خاصی باشد ، مقایسه پیشبینی با وضعیت واقعی میتواند به عنوان آزمونی برای آن تئوری محسوب گردد ، تا مشخص گردد که آیا تئوری از این آزمون موفق بیرون میآید یا نه . تاکید زیاد تجربه گرایان بر پیشبینیهای تئوری به گسترش این حوزه کمک بسیاری نمود . بسیاری از تئوریها که تا قبل از آن تنها به توصیف و تبیین امور میپرداختند ، ناگزیر باید مسلح به قدرت پیشبینی نیز میگشتند . از جمله میتوان به فعالیتهایی که در حوزه اقتصاد انجام پذیرفت اشاره نمود ، فعالیتهایی که به ظهور و توسعه اقتصادسنجی انجامید .
اما پیش فرض اصلی آن بود که آینده ، آیندهای یگانه، صلب و ثابت است . اصولا پیش فرض نهفته در فعالیت تجربه گرایان آن بود که تئوری برتر تئوری است که به پیشبینی صحیحتر بیانجامد یا به عبارت دیگر وجود یک تئوری که میتواند رویدادها را به صورت کامل پیشبینی نماید . با پذیرش این اصل که آینده حتمی و واجبالوقوع نیست و آیندههای گوناگونی میتواند مورد پذیرش واقع گردد ، حوزهی آینده پژوهی ظهور یافت . اگرچه پیشبینی آموزههای بسیار قابل تأمل و راه گشایی دارد ، اما در تمامی حوزهها قابل تعمیم نیست ، و شناخت علمی آینده بر اساس پیش فرضهای جدیدتری نیز امکان پذیر است ، پیش فرضهایی که در آینده پژوهی مورد توجه قرار میگیرد .
چرا آینده پژوهی مورد نیاز است ؟
عقل سليم حكم مي كند كه بدانيم چه اتفاقاتي امكان رخ دادنشان در آينده بيشتر است و كداميك از مطلوبیت بيشتري برخوردارند . تصوير آينده كه در ذهن مردم شكل مي گيرد نقش اساسي در شكل بخشيدن به آينده ايفا مي كند . آينده پژوهي ديد مردم را نسبت به آينده وسيعتر نموده وآنها را از ابهام ها و ترديدها و دغدغه هاي فرساينده مي رهاند . آينده پژوهي يعني مطالعه اينكه ، مردم چه فرصتهايي دارند ، چه فرصتهايي بايد داشته باشند واز چه مسيرهايي به آينده مطلوب به راحتي سفر كنند .
تعريف آينده پژوهي :
آينده پژوهي مشتمل برمجموعه تلاش هايي است كه با استفاده از تجزيه و تحليل منابع ، الگوها و عوامل تغيير و يا ثبات ، به تجسم آينده هاي بالقوه و برنامه ريزي براي آنها مي پردازد و در بر گيرنده گونه هاي ممكن ،محتمل و مطلوب براي دگرگوني از حال به آينده مي باشد .
فايده آينده پژوهي :
تفكر در باره آينده به حال ما شكل مي دهد ، واكنش بدون تفكر به آينده امكان پذير است اما كنش امكان پذير نيست ، چرا كه عمل نياز به پيش بيني دارد . بدين ترتيب تصوير هاي آينده از قبيل آرمانها ، اهداف ، مقاصد ، اميدها ، نگراني ها و آرزوها ، پيشران هاي اقدامات فعلي ما هستند .
آینده پژوه کیست و به چه کسی می توان عنوان آینده پژوه را به کار برد :
هر آن كسي كه نگران رفاه و آسايش وسعادت و بهروزي ديگران باشد آينده پژوه مي باشد . پيامبران الهي كه برنامه حيات وممات انسانها را مي آموزند اولين آينده پژوهان موثر در امور اجتماعي انسانها هستند . تمامي انسانها علاقه يا كششي بنيادين به آزادي و زندگي در شرايط نامحدود دارند از نظر برهاني تمايل انسان به رهايي ، اگر آينده پژوهي به اهميت بنيان هاي اجتماعي – فرهنگي توجه نكند هرروز سطحي نگرتر وخام تر خواهد شد .
مولفه هاي آينده :
آينده احتمالا از آمیزش چهار مولفه زير پديد مي آيد :
الف ) رويدادها همان وقايعي هستند كه مردم را نسبت به كفايت وكارايي تفكر پيرامون آينده به ترديد وا می دارند ، وقايعي كه رويدادشان محتمل به نظر ميرسد .
ب) روندها مقوله هاي نوظهورند كه مي توان با مطالعه آنها وضعیت هاي عمده آينده را تشخيص داده و با طرحهاي اثربخش به استقبال آن شتافت :
1 - روندهايي كه استمرار حال و گذشته اند 2 - روندهاي كم و بيش ادواري 3 - روندها يا مقوله هاي نوظهور . مهمترين روندهاي آينده همين مقوله هاي نوظهورند كه عمدتا پيامهاي مستقيم يا غير مستقيم فناوريهاي جديد مي باشند .
ج) اقدام ها و تصويرها سومين و چهارمين عامل عمده اي كه آينده را شكل مي دهند . منظور تصويرهايي است كه مردم از آينده در ذهن خود مي پندارند و اقدامهايي است كه برمبناي آنها انجام ميدهند ، كه بعضي از اين اقدامها به قصد اثرگذاري بر آينده صورت مي گيرد اما بعضي نه . ولي تمامي آنها بر آينده تاثير مي گذارند .
آینده فرد از سه مولفه چشم انداز ، ارزشها و دكترين تشكيل مي شود . چشم انداز ناظر بر تصويري مطلوب والهام بخش از آينده ودكترين ناظر بر عصاره ي عبرت ها و آموزه هاي گذشته است . ارزشها نيز به مثابه فيلترها يا منشورهايي هستند كه نگاه هر فرد سازمان يا جامعه به آينده و گذشته از ميان آنها عبور مي كند . آينده امري است كه مردم مي توانند آنرا با اقدامات هدفمند خود طراحي كرده و شكل دهند . آينده جزيي از امروز و قسمتي از حال است عملكرد حال ما شكل دهنده آينده است ، آينده اي كه وجود ندارد . آينده همان دست پخت فعلي ماست كه لحظه به لحظه آن در لحظه به لحظه حال متولد خواهد شد . نياز به شناخت امري قبل از وقوع آن كه اغلب تابعی از وقوع ناشناخته و غيرقابل درك است براي همين آينده پژوهان درمورد آينده صرفاً به اظهاراتي مشروط اصلاح پذير وتقريبا خاص اكتفا مي كنند .
تقسیم بندی آینده :
1 – حال آينده اي بلافصل ( از اكنون تا يكسال بعد ) .
2 – آينده نزديك ( از اكنون تا دو سال بعد ) .
3 – آينده ميان مدت ( پنج تا بيست سال بعد ) .
4 – آينده بلند مدت ( بيست تا پنجاه سال بعد ) .
5 – آينده دور ( پنجاه سال ديگر و بعد از آن ) .
ارزشهاي مورد توجه آينده پژوهان :
صحت و كيفيت زندگي بشري ( رفاه و آسايش ) ، رضايت و شادكامي از زندگي در سطح فردي ، توافق جمعي و صلح و آرامش ، تداوم پايه اثربخشي و كارايي ، توانايي و عدالت اجتماعي ، ظرفيتهاي ادامه حيات در سطح زيـــست كره ، از ارزش هاي مورد توجه آينده پژوهان مي باشند . ثروت كافي داشتن و عاطفه فرصت كافي براي احترام به دولت و قانون وفاداري ، شهامت ، ثبات قدم ، تعاون ، صداقت ، سخاوت ومهرباني ، رابطه دوستانه وامانت داري ، اعتماد وخودشناسي يا معرفت نفس از ديگر ارزشهاي مورد توجه مي باشند .
پیدایش آینده پژوهی
عوامل بسیاری را میتوان در توسعهی این حوزهی دانشی جدید برشمرد ، عواملی که برخاسته از وضعیت اجتماعی بود و الزاما به صورت هدفمند و رسمی شدهای نبود ، و دسته دیگری فعالیتهای آگاهانه و هدفمندی که غالبا در شبکهها ، مجامع و انجمنهای آیندهاندیشی متبلور میگردید .
تمام آثار و نقوش ساده از تمدنهاي بشري ، نداهاي غيبي موبدان و مورخين يونان باستان ، هردوت مورخ يا سفرنامه نويس و توسيديد ژنرال مخلوع يوناني ، همه و همه از پيشگامان و اجداد آينده پژوهان فعلي هستند.
میتوان تاریخ تلاش آدمی در شناخت آینده را به سالهای بسیار دوری برده و ریشه بسیاری از آداب و سنن تاریخی را در آن جستجو کرد . به عنوان مثال مجموعه آدابی که در هنگام تولد یک نوزاد انجام میپذیرد تا وی آیندهای روشن و موفق پیشرو داشته باشد . یا آدابی که لشکریان و جنگجویان قدیمی برای حملهی موفق خود تدارک میدیدهاند و حتی فراموش نباید کرد، سوالات فرماندهان جنگی قدیمی از ستارشناسان و پیشگويان برای تعیین زمان مناسب حمله . همچنين تمام کتابهایی که از مدینه فاضله افلاطون تا شهر آفتاب سنت آگوستین نوشته شده بودند همه و همه سنگ بنای ، بنای ستبر ساخت آینده ای محکم و استوار را وعده میدادند .
كشف آمريكا و کتاب اتوپیای توماس مور که اوایل قرن شانزدهم و در سال 1516 منتشر شد ، ونهضت روشنگري ، نقطهی عطف این گونه از تلاشها محسوب میگردند كه آينده پژوهي جديد را بنا نهاده و ديد انسان آنروزي را كه بيشتر به بهشت بود تا زمين ، زمين گير كرد . يك قرن بعد كتاب سرفرانسيس بيكن به نام آتلانتيس نو وگفتگوي مردگان در سال 1683 توسط برنارد دوفونتل كه گفتگوي سقراط بود با مونتاين چاپ شد . پنج سال بعد رساله وي به نام تكمله اي بر باستانيان و معاصران كه براي نخستين بار انديشه پيشرفت دانش درآن مطرح شد آينده پژوهي را در مسيري متفاوت قرار داد .
در 11 سپتامبر 1750 تورگو در سوربن با قرائت مقاله « پيشرفتهاي متوالي ذهن بشر » دكترين پيشرفت علم را تكميل كرد. به دنبال آن سباستين مرسيه در سال 1770 با كتابي سال 2440 را توصيف كرد . شعار كتاب «امروز آبستن آينده است » بـود . بعد رساله گمنامي به نام سال 2440 در آمستردام منتشرشد . پادشاهي جرج ششم 1925-1900 در سال 1763 و نامه بنيامين فرانكلين 1780 به جوزف پرسيلي و چند سال بعد كتاب ماركي دوكندورسيه به نام « طرحي براي يك تصوير تاريخي از پيشرفت ذهن بشر » و همچنين مطرح شدن نظريه تكامل داروين در سال 1859 كمك هاي شاياني به آينده پژوهي نمود .
اما به نظر میرسد صحیحتر آن باشد که آینده پژوهی را شناخت علمی آینده بدانیم و در این صورت شاید به فعالیتهای اندکی تا قبل از قرن بیستم بتوان این واژه را اطلاق نمود .
اولین فعالیت آینده پژوهی در قالب یک تحلیل علمی در سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ توسط یک گروه محققین و با سرپرستی ویلیام اف آگبرن William F.Ogburn در زمینه جامعه شناسی که علم نوپایی شناخته میشد ، در آمریکا انجام شد . این گروه برای اولین بار متدولوژیهای علمی نظیر برون یابی Extrapolation و بررسیهای علمی را در مورد روندهای اجتماعی روز آمریکا به انجام رسانده و ضمن انتشار اولین کاتالوگ روندها در آن کشور، موفق به آینده بینیهای مهمی از جمله افزایش نرخ مهاجرت و ازدیاد طلاق شد . همچنین بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم ، و به دنبال تجزیه و تحلیل تکنولوژیهای مورد استفاده در آلمان و ژاپن، متدهای نوینی برای آینده پژوهی ابداع شد و در نتیجه آن دستاوردهای تکنولوژی مهم دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شامل رادار، موشکهای بالیستیک قاره پیما و حمل و نقل هوایی از قبل پیش بینی شد .
در دوران جنگ سرد و مسابقه تسلیحات هستهای، دغدغه مهم دست اندرکاران نظامی، پیش بینی زنجیره رخدادهایی بود که پس از یک رویارویی احتمالی هستهای میتوانست اتفاق بیفتد . از همین رو، اولین بازیهای جنگی War Games بوجود آمدند . اینها مدلهایی از یک رویارویی هستهای بودند که احتمالات مختلف را بررسی و تحلیل میکردند . شکل کاملتر این مدلها ، موجب بوجود آمدن سناریو شدند که امروزه یکی از مهم ترین ابزارهای آینده پژوهی محسوب میشود . با کمک این سناریوها ، سلسله رویدادهای متصور در یک زمان بسیار کوتاه پس از شروع یک جنگ هستهای ، قابل تصور ومدل کردن بوده و در نتیجه میتوان عکس العملها و نحوه آمادگیهای لازم برای روبرو شدن با چنین جنگی را تدوین نمود . این مشابه همان نقشی است که سناریو بهعنوان یک ابزار در آینده پژوهی فعلی بازی میکند.
عامل دیگری که باعث رشد آینده پژوهی شد، تحول درطراحی و ساخت تسلیحات نظامی بود . در سالهای جنگ دوم جهانی ، تانکها ، هواپیماها و کشتی ها در مدت زمان نسبتاً کوتاهی طراحی ، تکمیل و ساخته میشدند . اما بعدها با پیچیده ترشدن انواع تسلیحات ( موشکهای قاره پیما ، زیر دریاییهای هستهای و... ) ، کار برنامه ریزان صنایع نظامی دشوار شد . بدین معنی که مدت زیادی مثلاً ده سال از شروع طراحی تا ساخته شدن نخستین نمونه محصول بطول میانجامید . در نتیجه تکنولوژی بکارگرفته شده درابتدای طراحی ، در طول پیشرفت پروژه دچار تغییرات اساسی شده و اغلب در برهه ساخت نمونه نخستین، از رده خارج محسوب میشد .
درسال ۱۹۶۴ نیاز به پیش بینی تکنولوژی ، منجر به انجام یکی از مشهور ترین ارزیابیها با استفاده از روش دلفی Delphi گردید . در چارچوب حمایتهای موسسه رند (Rand) ، خبرگان فنآوریهای مختلف طی یک پروژه مشترک مامور شدند که تکنولوژیهای نوظهوردر یکصد سال آینده را پیش بینی نمایند . بررسی آنان شش مقوله «تحولات مهم علمی» ، «کنترل جمعیت» ، «اتوماسیون» ، «پیشرفت در زمینه علوم فضایی» ، «جلوگیری از جنگ» و «سیستمهای تسلیحاتی» را شامل میشد . این تکنیک از افراد میخواست که ضمن ارایه ارزیابی خود ، پراکندگی پاسخهای سایر خبرگان را نیز در نظر گرفته و پس از بحث در مورد تفاوتها ، نهایتا ارزیابیهای تجدید نظرشده خود را ارایه کنند . نتایج این تکنیک بطرز عجیبی در پیش بینی ظهور تکنولوژیهای دهههای بعدی، دقیق بود .
آینده پژوهی بمثابه یک فعالیت عمومی از دهه شصت آغاز شد . برتراند دوژوئنل Bertrand de Jouvenel اولین مطالعه نظری در مورد آینده را بنام «هنر گمان» را نوشت . او در این زمینه با اشاره به این که «هیچ واقعیتی در مورد آینده وجود ندارد» ، نتیجه گرفت که یافتن مدارک و استنتاجات برای آینده ، نیازمند روشهایی غیر متداول میباشد .
هوشیاری نسبت به زمینههای آینده پژوهی از همین زمان آغاز شد . هاریسون براون Harrison Brown در کتاب خود بنام «چالش پیش روی آینده بشر» در سال ۱۹۵۴ بسیاری از مسایل بوم شناسی ecological و مسایل مربوط به توسعه را که انسان در حال حاضر با آن روبروست ، پیش بینی کرد . راشل کارسون Rachel Carson با نوشتن کتاب «بهار ساکت» Silent Spring که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد ، با تصویرکردن دنیایی بدون سینه سرخ(نوعی پرنده)، آغازگرجنبش زیست محیطی بود . تحلیل مسایل مربوط به آینده در کتاب «بمب جمعیت» اثر پاول ارلیشPaul Ehrlich و نیز کتاب محدودیتهای رشد Limits to Growth به نقطه اوج میرسد . انتشار این آثارو پیش بینی فروپاشی جامعه صنعتی دنیای آن زمان را دچار شوک روحی نمود . بعدها، رویدادهایی نظیر ترور برادران کندی و مارتین لوتر کینگ ، جنگ ویتنام ، بحران نفتی و رسوایی واتر گیت نشان داد که آینده پژوهان در پیش بینی این موضوع درست عمل کردهاند .
آینده پژوهان مثبت اندیش نیز در دهه ۶۰ بسختی مشغول بودند . دانیل بل Daniel Bell جامـعه شنـاس برای اولین بار اصطلاح «جامعه فــرا صنعتی» را در کتابی به همین نام بکار برد . بل سرآغاز تعداد زیادی از آینـــــده پژوهان نظیـــر مارشال مک لوان Marshall Mcluan ، آلوین تافلرAlvin Toffler و جان نیسبیت John Naisbitt بود که آینده مورد پیش بینی آنها گرچه کمی دیر محقق شد . ولی دنیا شاهد تحولات اساسی در زمینه ارتباطات و کسب و کار از طریق ظهور کامپیوترهای شخصی در دهه ۸۰ و ظهور اینترنت در دهه ۹۰ بود . آینده و آن هم از نوع دیجیتال وارد شده بود.
باز این دهه ۶۰ بود که در آن آینده پژوهی به عنوان یکی از رشتههای جدید علوم پایه ریزی شد . اولین دوره اموزشی آینده پژوهی در سال ۱۹۶۳ توسط جیم دیتورJim Dator در انستیتو پلی تکنیک ویرجینیا تدریس شد . کوتاه مدتی پس از آن وندل بل Wendell Bell سری دورههای آموزشی خود در دانشگاه ییل Yale شروع کرد. پس از انتقال دیتور Dator به دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه هاوایی، وی دورههای آینده پژوهی متمرکزی در آن دانشگاه برای دانشجویان دورههای فوق لیسانس و دکترا ایجاد نمود . در سال ۱۹۷۴ اولین دوره تخصصی فوق لیسانس برای آینده پژوهی در دانشگاه هوستون توسط جیب فاولز Jib Fowles و کریس دید Chris Dede برپا شد . بعدها مشابه این دوره در دانشگاههای ماساچوست، آکرون، مینه سوتا، یو اس سی و دانشگاه ایالتی پورتلند نیز دایر شد . ( متاسفانه در حال حاضر بجز دانشگاههای هاوایی و هوستون بقیه دورهها تعطیل شدهاند . )
دو سازمان معتبر آینده پژوهی جهان یعنی World Futures Society)WFS)یا انجمن آینده دنیا و همچنین World Futures Studies Federation)WFSF )یا فدراسیون جهانی آینده پژوهی، در همین دوران به ترتیب در سالهای ۱۹۶۷ در آمریکا و ۱۹۷۳ در پاریس تأسیس شدند. WFS علاوه بر عضو گیری بیش از ۴۰۰۰۰ نفر تا کنون، فقط در اوایل دهه ۸۰ متجاوز از ۵۰۰۰ نفر را در کنفرانسهای مختلف آینده پژوهی حاضر کردو نیز موفق به انتشار مجله معروف «آینده پژوه» Futurist گردید. از طرف دیگر WFSF که نسبت به WFS سازمان بین المللی تری محسوب میشود، آینده پژوهان سرتاسر گیتی را در یک انجمن حرفهای گرد هم آوردهاست. همچنین در دهه ۸۰ انتشارات السویرElsevier مجله معروف «آینده هاً را بنا گذاشت که هم اکنون معتبر ترین نشریه آکادمیک و فکری در زمینه آینده پژوهی محسوب میشود. بعدها در آغاز دهه ۹۰، نشریه معتبر فصلی»تحقیق در مورد آینده هاً توسط WFS ونشریه «آینده نگاری» توسط انتشارات کمفورد Camford Publishing به نشریات مربوط به آینده پژوهی اضافه شدند .
غير از همه عواملي كه عنوان شد و هر كدام در رشد و توسعه آينده پژوهي سهم به سزايي داشتند عوامل ديگري نيز در نيمه دوم قرن بيستم اين رشد را تسريع بخشيدند كه يكي از اين عوامل كار آگبونOgburn بود که براساس تجزيه و تحليل روندهاي اجتماعي و نقش فناوري در دگرگوني هاي اجتماعي پايه ريزي شد .
عوامل بعدي توسعه برنامه ريزي استراتژيك ، كشور هاي تازه استقلال يافته ، تحقيق در عمليات وكانونهاي تفكر بودند . همچنين داستانهاي ژول ورن و والز ، تقابل فرهنگي جنگ ويتنام وتظاهرات سياهان نهضتهاي حمايت از محيط زيست وكتاب شوك آينده همه و همه از عوامل توسعه آينده پژوهي بود . این عوامل باعث گردید تا علاقه به آینده تبدیل به مد روز شود .
در حال حاضر آینده پژوهی از پهنه وسیعتری نسبت به دوران طلایی ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ برخوردار است . دنیای امروز نسبت به آن سالها آمادگی و صراحت بیشتری برای ملحوظ کردن آینده دارد . بر خلاف آن دوران، آینده پژوهی تنها به عده معدودی از نویسندگان و استادان محدود نمیشود بلکه دنیای کسب و کار، دولتمردان و فرهیختگان همگی در حال بیداری و درک این واقعیت هستند که برای اینکه آینده موفقی داشته باشیم باید بر روی آن تمرکز کنیم . بدین ترتیب است که برنامه ریزی استراتژیک بر مبنای چشم اندازها و متکی بر سناریوها ، امکانپذیر خواهد بود .
به نام خداوند جان و خرد