کارآفرینی چیست؟

      با تحولات سریع و شتابان محیط بین المللی و گذر از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی و مواجه اقصادهای ملی با اقتصاد جهانی و مطرح شدن پدیده های همانند «جهانی شدن اقتصاد» و «فن آوری اطلاعات»، مباحث اساسی در خصوص راهکارهای مختلف برای تسریع فرآیند رشد و توسعه پایدار و رفاه اقتصادی مطرح می گردد. یکی از این مباحث جدید، نقش کارآفرینان در این فرایند می باشد. کارآفرینی از مفاهیم جدیدی است که حداقل در محدوده علم اقتصاد، مدیریت، جامعه شناسی و روان شناسی و سایر مقوله های مرتبط با این موضوع قدمتی بسیار کوتاه داشته و از مفاهیم رو به گسترش می باشد. به دلیل آنکه معنای تحت الفظی «کارآفرینی» نمی تواند عمق محتوی و مفهوم این واژه را مشخص نماید و برای جلوگیری از فهم نادرست این موضوع یا واژه با سایر واژه ها و برای رسیدن به فهم و فرهنگ مشترک از آن، معرفی و شناساندن این واژه بسیار مهم می نماید. این که کارآفرینی چیست؟ کارآفرین کیست؟ فرآیند کارآفرینی چگونه است؟ نقش و تأثیر کارآفرینی و کارآفرینان در ابعاد توسعه و رشد اقتصادی و متغیرهای کلان اقتصادی همانند اشتغال چیست؟ نقش آموزش و تجربه در رشد کارآفرینی چه میزان است؟ سؤالهایی هستد که باید برای رسیدن به این فرهنگ مشترک به وضوح و مبسوط پاسخ داده شود.

      به طور کلی «کارآفرینی» از ابتدای خلقت بشر و همراه با او در تمام شئون زندگی حضور داشته و مبنای تحولات و پیشرفتهای بشری بوده است. لیکن تعاریف زیاد و متنوعی از آن در سیر تاریخی و روند تکامل موضوع بیان شده است. که برخی از این تعاریف ارائه می گردد:

-        کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند (Webster's New Collegiate Dictionary).

-    خریداری و نیروی کار و مواد اولیه به بهائی نامعین و به فروش رساندن محصولات به بهائی طبق قرارداد (برنارد دو بلیدور (Bernard F. De Belidar) اقتصاددان فرانسوی در اوایل قرن هیجدهم).

-    کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ادغام آنها بر ای تولید محصولات قابل عرضه به بازار، ارائه می کند (ریچارد کانتیلون R. Cantillon در حدود سال 1730).

-    کارآفرین عاملی است که تمامی ابزار تولید را ترکیب می کند و مسوولیت ارزش تولیدات، بازیافت کل سر مایه ای را که بکار می گیرد، ارزش دستمزدها، بهره و  اجاره ای که می پردازد و همچنین سود حاصل را بر عهده می گیرد (جان باتیست سی     (Jean Baptiste Say)، اقتصاددان فرانسوی در سال 1803 میلادی).

-    کارآفرینی پلی است بین جامعه به عنوان یک کل، به ویژه جنبه های غیر اقتصادی جامعه و موسسات انتفاعی تاسیس شده برای تمتع از مزیت های اقتصادی و ارضاء آرزوهای اقتصادی (آرتور کول(A. Cole)، 1946).

-        کارآفرین فردی است که تخصص وی تصمیم گیری عقلانی و منطقی در خصوص ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب می باشد (کاسون، 1982).

-        کارآفرینی به عنوان یک تسریع کننده، جرقه رشد و توسعه اقتصادی را فراهم می آورد (ویلکن(Wilken)، 1980).

-        کارآفرین فردی است که شرکتهای جدیدی را که سبب ایجاد و رونق شغل های جدید می شوند، شکل می دهند (که چموف(B. Kirchhoff)، 1994).

-    رابرات لمب (1902) (R.K.Lamb) معتقد بود که «کارآفرینی یک نوع  تصمیم گیری اجتماعی است که توسط نوآوران اقتصادی انجام می شود و نقش عمده کارآفرینان را اجرای فرآیند گسترده ایجاد جوامع محلی، ملی و بین المللی و یا دگرگون ساختن نمادهای اجتماعی و اقتصادی می دانست.

-        هربرتون ایوانز (1957) (Herberton G.Evans) معتقد بود که کارآفرین وظیفه تعیین نوع کسب و کار مورد نظر را بر عهده داشته و یا آن را می پذیرد.

-    ردلیچ (1958) (F.Redlich) معتقد است که کارآفرین در حالی که مدیر، سرپرست و هماهنگ کننده فعالیت های تولید است، برنامه ریز، نوآور و تصمیم گیرنده نهایی در یک شرکت تولیدی نیز می باشد.

-    مک کله لند (1961) (D.M,clelland) معتقد بود که کارآفرین کسی است که «یک شرکت (یا واحد اقتصادی) را سازماندهی می کند و ظرفیت تولیدی آن را افزایش می دهد.»

-        پنروز (1968) (E.Penrose) جنبه اصلی کارآفرینی را همانا شناسایی و بهره برداری از کارهای فرصت طلبانه برای گسترش شرکتهای کوچکتر می داند.

-        کارلند (1984) (J.C.Carland) معتقد است که کارآفرین فردی است که جهت دستیابی به سود و رشد، شغلی را به وجود می آورد مدیریت می کند.

-    چل(E.Chell) و هاروث (1988) (J.Haworth) در تحقیقات خود به این نتیجه                  رسیده اند که کارآفرینان افرادی هستند که قابلیت مشاهده و ارزیابی فرصتهای تجاری، گردآوری منابع مورد نیاز و دستیابی به ارزیابی حاصل از آن را داشته و می توانند اقدامات صحیحی را برای رسیدن به موفقیت انجام دهند.

-        پیتردراکر (1985) (P.Draker) معتقد است، کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع می نماید.

-    ادی(G.Eddy) و الم (1985) (K.Olm) معتقدند که کارآفرین فردی است که مایل و قادر به مخاطره پذیری است و در عین حال ابزار تولیدی و اعتباری را در هم می آمیزد تا به سود یا اهداف دیگری همچون قدرت و احترام اجتماعی دست یابد.

-    تراپ مان (J.Torpman) و مورنینگ استار (G.Morningstar) (1989) در کتاب «نظام های کارآفرینانه» در دهه 1990 می نویسند: کارآفرین یعنی ترکیب متفکر با مجری، کارآفرین فردی است که فرصت ارائه یک محصول، خدمات، روش و سیاست جدید یا راه تفکری جدید برای یک مشکل قدیمی را می یابد. کارآفرین فردی است که            می خواهد تاثیر اندیشه محصول یا خدمات خود را بر نظام مشاهده کند.

-    جفری تمیونز (1990) (Jeffry Timmons) در خصوص کارآفرینی می نویسد: «کارآفرینی خلق و ایجاد بینشی ارزشمند از هیچ است. کارآفرینی فرایند ایجاد و دستیابی به فرصتها و دنبال کردن آنها بدون توجه به منابعی است که در حال حاضر موجود است. کارآفرینی شامل، خلق و توزیع ارزش و منافع بین افراد، گروهها، سازمانها و جامعه می باشد.

-    دیوید مک کران (D.Mckeran) و اریک فلانیگان (1996) (E.Flannigan) کارآفرینان را افرادی نوآور، با فکری متمرکز، و به دنبال کسب توفیق و مایل به استفاده از میانبرها می دانند که کتر مطابق کتاب کار می کنند و در نظام اقتصادی، شرکتهایی نوآور، سودآور و با رشدی سریع را ایجاد می نمایند.

      در واقع هنوز هم تعریف کامل، جامع، مانع و مورد پذیرش همه صاحبنظران ارائه نشده است، لیکن در این بین تئوری و تعاریف اقتصاددان مشهور اتریشی به نام «جوزف شومپیتر (Joseph Schumpeter) از کارآفرینی و نقش کارآفرینان در فرآیند توسعه مورد توافق و ارجاع اکثر محققین در این زمینه است:

بر طبق نظر وی کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی و موتور توسعه می باشد و نقش وی عبارت است از نوآوری یا ایجاد ترکیب های تازه از مواد. شومپیتر مشخصه اصلی کارآفرین را «نوآوری» می دانست و کار یک کارآفرین را «تخریب خلاق» تعریف کرد. وی در کتاب «نظریه اقتصاد پویا» اشاره می کند که تعادل پویا از طریق نوآوری و کارآفرینی ایجاد می گردد و اینها مشخصه یک اقتصاد سالم هستند.

سابقه کارآفرینی در دنیا:

      در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار مأموریت نظامی بودند کارآفرینی خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیتهایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانکاران دولت که دست اندر کار امور عمرانی بودند، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است. کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تا کنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های خود تشریح کرده اند. ژوزف شوپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 که همزمان با داوران رکود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر کارآفرینی» لقب داده اند. از نظر وی «کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است» و نقش کارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد ترکیب های تازه از مواد» کارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه شناسان با درک نقش کارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است. جامعه شناسان کارآفرینی را به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر گرفته و به بررسی رابطه متقابل بین کارآفرینان و سایر قسمتها و گروههای جامعه پرداخته اند. دانشمندان مدیریت به تشریح مدیریت کارآفرینی و ایجاد جو و محیط کارآفرینانه در سازمانها پرداخته اند.

سابقه کارآفرینی در ایران:

      علی رغم اینکه در کشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به بعد به موضوع کارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه هم از اواخر دهه 1980 این موضوع را مورد توجه قرار داده اند، در کشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به کارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشکل بیکاری و پیش بینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب ش که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه کارآفرینی در سطح وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، جهاد کشاورزی، صنایع و معادن و فلزات و همچنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت های آنها، مطرح شده است. متأسفانه واژه کارآفرینی که ترجمه ای از کلمه Enterpreneurship است، موجب گردیده است که معنی ایجاد کار و یا اشتغال زایی از این واژه برداشت می شود. در حالیکه کارآفرینی دارای مفهومی وسیعتر و با ارزشتر از اشتغال زایی است. این برداشت ناصحیح از این مفهوم و همچنین تورم نیروی انسانی بیکار در جامعه (بویژه در بین دانش آموختگان دانشگاهی)، موجب شده بسیاری از سیاستهایی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامه ها و سخنرانی های مسؤولین در این خصوص، صرفاً جنبه اشتغال زایی برای آن در نظر گرفته شود. در حالیکه کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند: بارور شدن خلاقیت ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است و در صورتیکه فقط به جنبه اشتغال زایی آن توجه شود، از سایر پیامدهای آن بی بهره خواهیم ماند.

سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی:

      به طور کلی و با عنایت به موارد اشاره شده در فوق، سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی را می توان به پنج دوره تقسیم نمود:

  1. دوره اول: قرون 15 و 16 میلادی: در این دوره به صاحبان پروژه های بزرگ که مسئولیت اجرایی این پروژه ها همانند ساخت کلیسا، قلعه ها، تأسیسات نظامی و ... از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید کارآفرین اطلاق می شد، در تعاریف این دوره پذیرش مخاطره، لحاظ نشده است.
  2. دوره دوم: قرن 17 میلادی: در این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به کارآفرینی اضافه شد کارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان، صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی می باشد.
  3. دوره سوم: قرون 18 و 19 میلادی: در این دوره کارآفرین فردی است که مخاطره می کند و سرمایه مورد نیاز خود را از طریق وام تأمین می کند، بین کارآفرین و تأمین کننده سرمایه (سرمایه گذار) و مدیر کسب و کار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد.
  4. دوره چهارم: دهه های میانی قرن بیستم میلادی: در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یک جزء اصلی به تعاریف کارآفرینی اضافه شده است.
  5. دوره پنجم: دوران معاصر (از اواخر دهه 1970 تا کنون): در این دوره همزمان با موج ایجاد کسب و روند کارهای کوچک و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش کارآفرینی به عنوان تسریع کننده این ساز و کار، جلب توجه زیادی به این مفهوم شد و رویکرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به کارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج روانشناسان، جامعه شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف کارآفرینی و کارآفرینان توجه نموده اند.

تا دهه 1980 سه موج وسیع، موضوع کارآفرینی را به جلو رانده است:

      موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتابهای زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکتهای آنها، چگونگی ایجاد کسب و کار شخصی و شیوه های سریع پولدار شدن می شابد. این موج از اواسط دهه 1950 شروع می شود.

      موج دوم: این موج که شروع آن از دهه 1960 بوده شامل ارائه رشته های آموزش کارآفرینی در حوزه های مهندسی و بازرگانی است که در حال حاضر این حوزه های به سایر رشته ها نیز تسری یافته است.

      موج سوم: این موج شامل افزایش علاقمندی دولتها به تحقیقات در زمینه کارآفرینی و بنگاههای کوچک، تشویق رشد شرکت های کوچک و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری های صنعتی می شود که از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.

خانواده و کارآفرینی:

      کارآفرینی مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروری بر ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که مفهوم کارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهمیت و نقش کارآفرینی در شکل گیری تحولات اقتصادی در جوامع دانشمندان علوم اجتماعی نیز به بررسی ویژگییهای فردی و اجتماعی کارآفرینان پرداختند. خانواده، کانونی است که در شکل گیری این ویژگیها، می تواند نقش حیاتی ایفا کند. در جوامع سنتی که مردان نقش «نان آوری» و زنان نقش «خانه داری و تربیت فرزندان» را بر عهده داشتند، انتقال ایده کسب و کار بیشتر از طرف مرد صورت می گرفت؛ ساختار جدید خانواده در جامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوه های تازه ای از بروز خلاقیت و نوآوری را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. به دنبال این تغییر نگرش؛ شیوه تولید، سبک زندگی و نقش والدین در درون خانواده نیز دچار دگرگونی شد. به شکلی که هر کدام از والدین با رفتار خود می توانند در رشد اعتماد به نفس، خلق ایده های جدید در خانواده و تعیین مسیر شغلی فرزندان، نقش های اساسی را ایفاء کنند.

      اگر خانواده از دیدگاه نهادی مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که خانواده از نظر کمی و کیفی می تواند کانون اصلی اندیشه کار و تلاش و پرورش روحیه خلق ایده و کار در افراد باشد. تحقق این امر مستلزم توجه ویژه والدین به ابعاد و ساختهای حیات فردی فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوین شخصیت اوست. وقتی پدر یا مادر همچون الگویی تلاشگر و مؤثر در عرصه کار و تولید در جامعه ظاهر شوند، کارکردهای مثبت ناشی از فعالیت آنها فرزند را به سمت و سویی ترغیب می نماید تا ذهن خود را به صورتی منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدین و یا حرفه ای جدیدتر سوق دهد. برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از کار و تسخیر فضاهای جدید، ارزش تلقی می شود. چنین طرز تلقی از دنیای پیرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ایده ای نو و استقلال اقتصادی و کسب موفقیت، دگرگون می سازد. در این مرحله، نوجوان یا جوان ایده کاری خود را با خانواده در میان می گذارد چه بسا بتواند از تجربیان و رهنمودهای والدین و احتمالاً حمایت مالی و اجتماعی آنها بهره مند شود. اینجاست که معیارها و ارزشهای خانواده برای فرزند ملاک عمل و چراغ راه او در مسیر کار و تلاش واقع می شود. وظیفه والدین در چنین شرایطی تشریح ابعاد گسترده فعالیت اقتصادی به عنوان ارزش بنیادی برای فرزند و هدایت او در مسیر مطلوب، آغاز توأم با موفقیت را در راه اندازی کسب و کار به همراه خواهد داشت. میزان تحصیلات، نوع شغل والدین، ساخت خانواده، روابط خانوادگی (خصوصاً رابطه والدین با فرزندان)، درآمد خانواده و میزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل گیری «فرهنگ کار» در خانواده می تواند تأثیر داشته باشد. انسانهای متفاوت، توانمندیهای متفاوتی دارند که اگر از همان دوران نوجوانی در مسیر مشخص هدایت شوند، می توانند با خلق ایده های جدید خود، تغییر در روند تولید و بالطبع تغییر در فرآیند تکنولوژی را آسان کنند. 

مراحل توسعه کارآفرینی توسط خانواده:

1- مراحل نهادینه کردن «فرهنگ کارآفرینی»:

      خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه ای از اصطلاحات، آئین ها و رفتارهای اجتماعی می تواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنایی با مفاهیمی مثل: «توفیق طلبی»، «استقلال طلبی» و «خطرپذیری» در عرصه فعالیت اقتصادی و همسازی با واقعیت های کاری در جامعه، به اعضاء خود ارزانی دارد. نوع نگرش والدین به دنیای پیرامون خود و چگونگی تجسم ارزشهای اجتماعی برای فرزندان در شکل گیری آینده شغلی آنها، می تواند راه را برای دستیابی به اقتصاد سالم هموار سازد. مثلاً چنانچه کسب موفقیت در جهت خلق ثروت و ایجاد فرصتهای شغلی جدید به عنوان بخشی از ارزشهای مورد نظر والدین برای فرزند به تصویر کشده شود، نوجوان در چنین شرایطی ذهن خود را برای رسیدن به چنین موقعیتی آماده می سازد. در ادامه چنین فرآیند ذهنی، فرد به دنبال راههای دستیابی به چنین موقعیتی است. او موقعیتهای متفاوت را با هم مقایسه می کند؛ شبیه سازی ذهنی انجام می دهد؛ به پرس و جو می پردازد؛ و گاهی اوقات در نشریات، کتب، محیط مدرسه و حتی مجالس سخنرانی پرسشهای ذهنی خود را دنبال می کند. آنگاه، فرد با آگاهی از ارزش کار و تلاش آماد است بخش بزرگی از خواسته ها، آرمانها و ارزشهای مورد نظر خانواده خود را به محک تجربه بگذارد.

 

2- تعیین مسیر شغلی:

      فضای درون خانواده، خصوصاً رهنمودهای والدین به فرزندان، این امکان را به آنها می دهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پیشین خود یا سایر افراد خانواده، رفتار جدیدی را مورد کند و کار قرار داده و خود را با نظم اجتماعی نوین هماهنگ سازند؛ به شکلی که بتوانند بر فراز خواسته ها و آرزوهای ذهنی خود و منطبق بر نظامهای مدرن پر و بال بزنند و از نفوذ و سلطه اندیشه و روشهای سنتی در رفتار آتی خود بکاهند. در ادامه چنین روندی، نقش کارآفرینی فرزند در درون خانواده معطوف به فرآیندهای تولید و خلق ارزش در جامعه خواهد شد. در این ارتباط، والدین با شناخت توانمندیهای بالقوه فرزندان خود و هدایت آنها در مسیر شغلی، نقش مهمی در شناسایی و پرورش افراد خلاق و کارآفرین در جامعه ایفاء می کنند.

3- توانمندسازی (یادگیری فن آوریهای جدید):

      حمایت و تشویق والدین جهت یادگیری فن آوریای جدید از جمله فن آوریهای تکنولوژیکی و اطلاعاتی و معرفی مشاغلی که امکان کسب درآمد بالا را برای فرزندان فراهم می سازد، آنان را علاوه بر نقش آفرینی در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه یعنی کار مفید و بهره وری بالا خواهد کرد. تغییر نگرشها و رفتارهای کلیشه ای در مورد ایفاء نقشهای خانوادگی و اجتماعی و تشویق فرزندان به رفتارهای مثبت اقصادی و اجتماعی، آنان را افرادی کارآمد و هدفمند می پروراند. زیرا پیروی از کلیشه های سنتی و تکراری در عرصه کار و فعالیت، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذیری وارد می سازد. به همین دلیل؛ گذر از این مرحله، تأثیرپذیری فرد از تغییرات جدید و پذیرش مسئولیت خطیر اجتماعی به منظور ایجاد کسب و کار جدید و دسترسی به موقعیتهای بهتر و جدیدتر، از فرد یک انسان مستقل و توانمند می سازد که در عرصه های گوناگون زندگی ضمن پذیرش نقشهای متفاوت می تواند مفید واقع شود.

4- راه اندازی و اداره کسب و کار اقتصادی:

      در این مرحله، فرد با ارزیابی مشاغل متناسب با خواسته های خود و خانواده، به خلق ایده در زمینه کار و فعالیت می پردازد؛ چارچوب فکری خود را در قالب طرح کسب و کار به جامعه عرضه می کند؛ سپس، با مدیریت خود فعالیت اقتصادی را آغاز می کند. در این مرحله، والدین با استفاده از تجارب خود می توانند فرزندشان را جهت اداره کسب و کار یاری کنند. هر چند ممکن است این نیاز صرفاً متوجه حمایت های مالی آنها نباشد. با ادامه حمایت خانواده و تقویت روحیه کارآفرینی در فرزندان به منظور راه اندازی و مدیریت کسب و کار اقتصادی توسط آنان، نتایج ذیل متوجه جامعه خواهد شد:

-        ایجاد و توسعه اشتغال در بخش های اقتصادی کشور و به تبع آن استقلال اقتصادی خانواده ها

-        دگرگونی در روند تولید با استفاده از تکنولوژی پیشرفته و به دنبال آن تغییر در فرهنگ مصرف

-        تنوع شغلی و ایجاد رقابت گسترده در بازارهای اقتصادی

-        بسط و توسعه صادرات با اتکاء به منابع موجود در کشور

-        کاهش نرخ بیکاری و تورم و به دنبال آن کاهش آسیب های اجتماعی در جامعه

      و خلاصه آنکه کارآفرینی، کانون و مرکز ثقل کار و تلاش و پیشرفت در عصر مدرنیته تلقی می شود. ما بدون توجه کافی به مقوله «توسعه فرهنگ کارآفرینی» نمی توانیم به  شاخص های رشد و توسعه که از طریق تغییر در روند تولید، بهره وری و توان افزایی فنی و صنعتی در عرصه اقتصاد حاصل می شود، دست یابیم. در گذر از مرحله سنتی به صنعتی باید به توانمندیها و قابلیت های فردی کارآفرینان در بهره گیری از منابع طبیعی و بکارگیری تکنولوژی مدرن اهتمام ویژه ای قائل شویم. زیرا، آنها با بکارگیری روش های جدید در بازار، خود را برای استفاده بهینه از ابزار و دستیابی به کیفیت مطلوب کالا و خدمات آماده می سازند. کارآفرینی، فرآیندی اکتسابی است و خانواده در شکل گیری این فرآیند نقش اساسی را ایفاء می کند. زیرا، خانواده می تواند عنصر پویایی و تحرک را به ژرفای وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزریق کند به شکلی که «فرد» و «جامعه» در محیطی هماهنگ به تعامل بپردازند و قالب های اجتماعی نوآورانه شکل گیرد. نقش و اهمیت خانواده به عنوان کانون اندیشه نوگرایی، در ایجاد روحیه خلاقیت و نوآوری در افراد، گسترش روحیه کارآفرینی و توسعه کسب و کار جدید در جامعه، انکار ناپذیر است، به طوری که در زمینه فعالیت اقتصادی، خانواده می تواند اندیشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت و سویی سوق دهد که آنها را از مشکلات پیش رو از جمله: بیکاری، فقر، اعتیاد، فساد و ... برهاند و آنها در در مسیرهای شغلی که مولد سرمایه و فرصت های جدید است، هدایت نماید. زیرا، خانواده علاوه بر نقش تولید نسل و پرورش ابعاد عاطفی و اخلاقی فرزندان، به عنوان کانونی برای رشد و پرورش اندیشه خودباوری، اعتماد به نفس و خود شکوفایی در فرزندان، نقش بسیار مؤثری در راه اندازی کسب و کار اقتصادی و توسعه فعالیت های شغلی در جامعه خواهد داشت.

ویژگی های کارآفرینان:

      کارآفرینان چه ویژگیهایی دارند؟ عوامل محیطی و تجربیاتی که توسعه شخصیت کارآفرینان و انگیزه های محرک آنها را تحت تاثیر قرار می دهند، کدام هستند؟ چه چیزی باعث می شود که شخص کارآفرین به واقعیت بخشیدن یک بینش علاقمند شود؟

      کارآفرینان با تلفیق انواع مختلفی از تکنولوژیها و مفاهیم اقتصادی، کالاها و یا خدمات قابل فروش عرضه می نمایند. بنابراین خود عملاً مخترع می باشند. این افراد از طریق دستیابی به منابع لازم و سر هم کردن آنها در قالب شرکتهای جدید التأسیس، خلاءهای موجود در زمینه نیروی انسانی، سرمایه، تولید و بازاریابی را پر می کنند. اما افزون بر این آنان قادرند فرصتهای سودآور بالقوه را تشخیص دهند، استراتژی تهور را ذهنیت بخشند و خود به نیرویی کلیدی تبدیل شوند که ایده هایشان را به گونه ای موفقیت آمیز از آزمایشگاه به بازار هدایت نمایند. آنان که در پی انجام کار به تنهایی می باشند، معمولاً نخستین فرزند خانواده هایی هستند که والدینشان برای خود کار می کنند و موفقیت هایشان منجر به ایجاد نیاز بالا برای موفقیت در کارآفرینان                 می گردد، آنانکه به تنهایی به ایجاد کار می پردازند می توانند انرژی فراوانی داشته باشند و برای راه اندازی عملیات مورد انتخاب خود به شدت تلاش کنند. قابلیت پذیرش ریسکهای منطقی و متعادلی که از احتمال موفقیت برخوردار باشند را دارند.

      تصمیم گیری برای استعفاء و عدم کار کردن برای دیگران و راه اندازی کسب و کار شخصی یکی از مهمترین تصمیماتی است که شخص می تواند در طول زندگی خود اتخاذ نماید. استخدام شدن در مشاغل دیگران دارای مزایی می باشد: حقوق ثابت و منظم، ساعات کار کمتر، پاداش و اضافه حقوق، تعطیلات منظم، بیمه بیکاری، محدودیت در مسئولیت ها، در مجموع استخدام شدن زندگی منظم و روز مره ای را به دنبال دارد. اما در کار کردن برای خود باید از تمامی این مزایا چشم پوشی کرد و بالاتر از همه اینکه کارآفرینان سرمایه و پس انداز شخصی خود را به مخاطره می افکنند. پس چرا این افراد چنین تصمیمی را می گیرند؟

      عوامل متعددی منجر به کار کردن افراد برای خود می شود- برخی از آنها به عدم رضایت افراد از کار و یا کارفرمایشان مربوط می شود و برخی به احساس نیاز آنها به استقلال و خودگردانی، قطع نظر از اینکه کار فعلی آنها تا چه حد می تواند رضایت ایشان را جلب نماید. صرف نظر از نوع عامل یا گروهی از عواملی که باعث ایجاد این تصمیم در فرد می شود، شخصی که کاری را برای خود آغاز می نماید، ویژگیهایی مشترکی با سایر کارفرینان دارد. به عنوان مثال برخی از افراد دائم در این اندیشه اند که چگونه محصول بهتری تولید نمایند، سرویس بهتر ارائه دهند و یا عملکرد خود را بهبود بخشند. آنچه آنان همواره بدان نیازمند می باشند عبارتست از انجام موفقیت آمیز وظایف و کارها. «دیوید مک کلند» در مقاله ای نیاز به موفقیت این انگیزه را نیاز فرد به موفقیت می داند و معتقد است که اینگونه افراد ترجیح می دهند شخصاً مسئولیت حل مسائل و تعیین اهدافشان را عهده دار باشند، اهدافی که باید با تلاش شخصی خود به آن دست یابند. یکی دیگر از ویژگیهای آنها عبارتند از نیاز به باز خورد (Feed back) درباره کیفیت انجام کارها ودستیابی به اهداف تعیین شده.

      افرادی که معتقدند موفقیت در فعالیت های اقتصادی یا هر نوع تلاش دیگر نتیجه عواملی چون شانس، بخت و اقبال، سرنوشت و یا حمایت افراد می باشد، تحت کنترل عوامل خارجی قرار دارند از سوی دیگر آنانکه تحت کنترل عوامل داخلی قرار دارند افرادی هستند که احساس می کنند سرنوشت شخصی آنها عمدتاً نتیجه تلاشهای ایشان می باشند.

      گر چه اعتماد به نفس و نیاز فراوان به موفقیت، از ویژگیهای کارآفرینان می باشد. با این حال تأکید بر ویژگی های دیگری که آنان را از سایر افراد عادی متمایز می نماید نیز دارای اهمیت می باشد، همان ویژگی هایی که کارآفرینان موفق را از ناموفق ها جدا می کند. به عنوان مثال هر کسی می تواند مشاهده کند که کارآفرینان موفق را از ناموفق ها جدا کند. به عنوان مثال هر کسی می تواند مشاهده کند که کارآفرینان عموماً سخت تر و بیشتر از زیردستانشان کار می کنند.

      بطور خلاصه می توان چنین گفت که انگیزه کارآفرینان صرفاً پول نیست بلکه عبارتست از نیازهای انگیزه های آنها، به ویژه نیاز آنها به موفقیت، پول جهت دستیابی به اهدافی اصیل، تنها یک محصول جنبی به مشار می رود. هر یک از کارآفرینان ایده و رؤیایی دارند. آگاهی آنها نسبت به نیازهای خود و مردم و آموزشهای تکنیکی آنان را قادر می سازد تا فرصتهایی که از نظر بازاریابی سودمند می باشند و دیگران از آنها غفلت کرده اند را دریابند.

زمینه های تحقیقاتی مناسب در کارآفرینی:

      کارآفرینی به عنوان یک پدیده نوین در اقتصاد نقش مؤثری را در توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورها یافته است. کارآفرینی در اقتصاد رقابتی و مبتنی بر بازار امروزه دارای نقش کلیدی است. به عبارت دیگر در یک اقتصاد پویا، ایده ها، محصولات، و خدمات همواره در حال تغییر می باشند و در این میان کارآفرین است که الگویی برای مقابله وسازگاری با شرایط جدید را به ارمغان می آورد. از این رو در یک گسترده وسیع تمام عناصر فعال در صحنه اقتصاد (مصرف کنندگان, تولید کنندگان, سرمایه گذاران) باید به کارآفرینی بپردازند و به سهم خود کارآفرین باشند. آنچه در این رابطه اهمیت دارد این است که علیرغم اهمیت روزافزون این پدیده و نقش فزاینده آن در اقتصاد جهانی کمتر به این موضوع پرداخته می شود.  وضعیت اقتصادی کشور و ترکیب جمعیتی امروزه بیش از پیش ما را نیازمند یافتن زمینه های پیشرو در صحنه اقتصادی می کند و در این راستا ضرورت داشتن مدل، الگوها و راهکارهای مناسب جهت آموزش، تربیت و استفاده بهینه از نیروی فعال و کارآفرین بیشتر می شود.

      در این رابطه با استفاده از منابع موجود و تجربیات حاصله فهرستی از موضوعات قابل تحقیق در سطح کارشناسی ارشد (و بعضاً در سطح دکتری) بصورت پروژه تحقیقاتی یا پایان نامه یا هر گونه تحقیق دیگری بطور خاص و در سطح مشخصی باید مورد توجه قرار گیرد.

 

اهم موضوعات قابل تحیق در کارآفرینی:

1-     جنبه های اقتصادی کسب و کار:

بررسی علل و عوامل عدم موفقیت کارآفرینان در ایجاد کسب و کارهای جدید

مطالعه و بررسی فرآیند ایجاد کسب و کار توسط کارآفرینان و ارائه الگوی رفتاری آنان در صنایع مختلف

بررسی و تجزیه و تحلیل اقدامات کارآفرینانه شرکتها بر اساس الگوی شومپیتر

بررسی انواع کارآفرینان در ساختار اقتصادی (ارتباط نوع فرصتهای اقتصادی و نوع کارآفرینان)

بررسی شیوه های تأمین مالی برای حمایت از کارآفرینان

نقش کارآفرینان در رشد و توسعه اقتصادی از دیدگاه تئوریهای اقتصاد

رویه ها و روش های مالی در مؤسسات کارآفرینی

نقش کارآفرینی در احیای صنایع رو به زوال

نقش کارآفرینی و اشتغال زایی (به ویژه جوانان)

بررسی رابطه بین ارزشها و قوانین اسلامی و اشاعه فرهنگ کارآفرینی و مؤسسات خیریه

جهانی شدن (Globalization) و کارآفرینی

جایگاه کارآفرینی در نظریات توسعه اقتصادی کشورهای جهان سوم

کارآفرینی در بخش کشاورزی

 

2-     ویژگی های روانشناختی و فردی:

بررسی علل خروج نیروهای کلیدی شرکت ها و تجزه روند ادامه آینده شغلی آنها در بخش های صنعت و خدمات

شناسایی کارآفرینان موفق و ارائه الگوی موفقیت آنها در بخش صنعت و خدمات

بررسي ويژگي هاي شخصيتي (Traits) و روانشناسي كارآفرينان فردي(Entrepreneurs)

بررسی ویژگی های شخصیتی- روانشناسی کارآفرینان سازمانی(Intrapreneurs)

بررسی متغیرهای تسهیل کننده و نیازهای مختلف کارآفرینان در صنایع مختلف

مطالعه مقایسه ای و تطبیقی بین ویژگی های کارآفرینان فردی و سازمانی بین ایران و امریکا

مطالعه در خصوص ویژگی ها و انگیزه های کارآفرینان زن

نقش والدین در تربیت و ایجاد خلاقیت و ویژگی های شخصیتی در کارآفرینان

اخلاق کارآفرینی(Entrepreneurship)

تفاوت بین مدیران و کارآفرینان در بخش صنعت و خدمات ایران

عوامل مؤثر بر تصمیم گیری توسط کارآفرینان

مطالعه مقایسه ای و تطبیقی بین ویژگی های کارآفرینان فردی و سازمانی در صنایع مختلف ایران

بررسی و تطبیق ویژگی های کارآفرینان در صنعت و خدمات

 

3-     عوامل اجتماعی و نقش دولت:

بررسی و مطالعه متغیرهای جمعیت شناختی کارآفرینان در صنایع مختلف

بررسی نقش ساختارهای حقوقی و قانونی در توسعه کارآفرینی

بررسی ویژگی های جمعیت شناختی کارآفرینان

بررسی نقش سیاست های حمایتی دولت در توسعه صنعتی و ایجاد شرکت های جدید

نقش دولت در ایجاد مراکز آموزش و ترویج کارآفرینی

بررسی جنبه های قانونی و حقوقی ایجاد یک فعالیت جدید در قالب یک شرکت

نقش رسانه های گروهی در ترویج کارآفرینی در جامعه

ارائه الگوی شبکه کارآفرینی و ارائه آن

موانع کارآفرینی در کشورهای جهان سوم

ارتباط قانون کار و مقررات مربوطه با فرهنگ کارآفرینی در ایران

بررسی عوامل جامعه شناختی در کارآفرینی

تأثیر هنر بر استعداد کارآفرینی

4-     آموزش کارآفرینی:

طراحی دوره های آموزشی در سطوح دبستان، راهنمایی و دبیرستان در خصوص کارآفرینی

طراحی دوره های آموزشی در سطوح دانشگاه

مدل ارزیابی بازده سرمایه گذاری در آموزش کارآفرینی

ارتباط صنعت و دانشگاه و نقش آن در کارآفرینی

ارائه راهکارهای اجرایی آموزش کارآفرینی و ایجاد پرورشگاههای کارآفرین (Incubator) توسط نهادهای اجرایی و آموزشی

5-     نقش شرکتهای کوچک:

بررسی و تجزیه و تحلیل علل عدم شکل گیری زنجیره های خدماتی- توزیعی فرانشیز (Franchise) در ایران

نقش شرکتهای کوچک در توسعه اقتصاد

بررسی و ارزیابی پروژه ها و فرصتهای کارآفرینی

نقش فرانشیز در توسعه کارآفرینی

ساختار سرمایه در مؤسسات کوچک و کارآفرین

مدیریت استراتژیک در مؤسسات کوچک و نقش کارآفرین در تدوین استراتژی

بررسی زمینه های کارآفرینی در صنایع کوچک ایران

نقش فرانشیز در اشتغال زائی و توسعه اقتصادی

6-     نقش استراتژی و عوامل سازمانی:

ساختارهای تأمین مالی پروژه های کارآفرینانه و Capital Venture

بررسسی استراتژی های کارآفرینی سازمانی در رشد و بقای شرکتها رابطه مدیریت، رهبری و فرهنگ در مؤسسات کارآفرین

نقش تیم مدیریت در کارآفرینی (سازمانی)

ارتباط چرخه عمر سازمان با کارآفرینی

اثربخشی در مؤسسات کارآفرین و مقایسه با مؤسسات غیر کارآفرین

ارتباط بین بازاریابی و کارآفرینی

دورنمای کارآفرینی در قرن 21 و پیامدهای آن برای ایران

توسعه ساختارهای زیربنایی کارآفرینی در کشور

نقش ساختار و استراتژی در مؤسسات کارآفرینی

ایجاد تیمهای کارآفرینی جهت رشد مؤسسه

چالشهای مؤسسات دارای رشد سریع و کارآفرینانه

انحلال مؤسسات و شرکتها در بخشهای مختلف صنایع

تبیین مدل مدیریت منابع انسانی مبتنی بر پرورش کارآفرین

7-     تکنولوژی اطلاعات:

نقش تکنولوژی اطلاعات و اینترنت در توسعه فرصتهای کارآفرینی

فرایند انتقال تکنولوژی و فرایند نوآوری در شرکتهای کارآفرین

بررسی استفاده از تکنولوژی اطلاعات در کارآفرینی در ایران

طراحی سیستم اطلاعات کارآفرینی در صنعت و خدمات

طراحی سیستمهای پاداش و حقوق و دستمزد مبتنی بر الزامات کارآفرینی.

 

منابع

1-       اصغري، كيوان و مصطفي كريميان اقبال، تحليل روش هاي حمايت مالي از كارآفرينان و موسسات پويا.

2-       احمدپور داراياني، محمود و محمد مقيمي، نقش كارآفريني در بهبود دانش صاحبان كسب و كار كوچك، مجله تدبير، شماره 113، 1380.

3-       مجله علمي و فرهنگي تدبير.

4-       مجله تجربيات كاربردي كارآفرينان (مركز كارآفريني دانشگه صنعتي امير كبير).

5-       www.tebyan.net

6-       www.research.shirazu.ac.ir

7-       www.wenet.ir

8-       www.biz.school.net.ir

9-       www.irandoc.ac.ir

10-   www.smeir.ir

+ نوشته شده توسط مــحــمــــدسـعـیــــد پــوررضـــــا در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 و ساعت 0:8 |